((خداوندا ما را هم خانه ی عشق کن))
كـاش آسـمان حرف كــوير را مي فهميـد و اشـك خود را نثـار گـونه هاي خشـك او ميكرد !
كـاش واژهُ حقيـقت آنقـدر با لبـها صميـمي بود كه بـراي بيـان كردنـش به شهـامت نيـازی نبود !
كـاش دلهـا آنقـدر خالـص بودند كه دعاها ، قبل از پايـين آمدن دستها مستجـاب ميشد !
كـاش شـمع ، حقيـقت محبت را در تـقلاي بـال پرسـوز پـروانه مي ديـد و او را بـاور مي كـرد !
كـاش مهتـاب، با كـوچه هاي تاريـك شب آشـنا تر بود !
كـاش بهار آنقـدر مـهربان بود كه داغ را بدسـت خـزان نمي سـپرد !
كـاش فـرياد آنقـدر بي صدا بود كه حـرمت سـكوت را نمي شـكست !
كـاش در قامـوس غصـه ها ، شـكوهُ لبـخند در معـني داغ اشـك گـم نمي شد !
و بالاخره ....
((كـاش مــرگ))
معني عـاطفه را مي فهمـيد.
بعضی آدما هستن که بيشتر از ۱ ساعت نمیشه تحملشون کرد، بعضی ديگه ميشه باهاشون اينور اونور هم رفت. يه دسته ديگه هم هستن که وقتی باهاشون نيستی فکر میکنی يه لحظههایی رو داری از دست میدی.
کاشکی دلامون با هم مهربون تر بود کاشکی هیچ وقت به هم دروغ نمی گفتیم کاشکی نگامون با هم صادقانه تر بود کاش می شد تو خاطرمون اون کسی که ما رو دوست داره برامون عزیز باشه برامون ارزش داشته باشه کاش اینقدر رفتارامون با هم از روی غرور و حسادت نباشه کاش هیچ وقت کسی رو با رفتارمون اذیت نمی کردیم که بخوایم دلشو شکسته باشیم اون موقع به خودمون مغرور بشیم و افتخار کنیم اما اینو تو بدون با دل کسی رو شکستن یا با عذاب دادن روح کسی پیروز نمی شی بلکه بازنده واقعی خودت هستی فراموش نکنیم که وظیفه تو این نیست که دیگران رو وادار به دوست داشتن خودت کنی بلکه این وظیفه تو هست که دیگران رو دوست بداری
{با هم مهربون تر باشیم}
چه کسی جز تو شایسته بهشت خداوند؟! ........ شرمسار زندگی ات نباش به لحظه لحظه اش
افتخار کن!!!
(((بزرگراه های مهندسی ساز ما را به هم نمی رسانند عشق با قوانین بیگانه است از بیراهه ها بیا
![]()
برای دیدن کسی که عمریست دوستت دارد![]()
![]()
آبی یا خاکی ؟!رنگ نگاهت کدومه رفیق ؟!در جستجوی چه چیزی هی می چرخی تردید نکن روزی دریچه ها همه با هم گشوده می شن وتو عبور نور رو از رگهات می بینی روزی نور تا اعماق سلولها هات سفر میکنه وتو رو به سمت خودش جذب می کنه
((زندگي دفتري از خاطرهاست يک نفر در دل شب يک نفر در دل خاک يک نفر همدم خوشبختي هاست يک نفر همسفر سختي هاست چشم تا باز کنيم عمرمان مي گذرد ما همه همسفريم ))......
اینو واسه اونی نوشتم که خودش خوب میدونه! فقط واسه اوووووونههههههههه!!!!!![]()
كوچكترين جزءان
اين است كامل ترين
كتاب ؛هستی
كه ديباچه اش با رغبت زيستن اغاز مي گردد
بطنش با تامل و عشق
وپايانش با تولدي ديگر
مي خواهم نواي خوش زندگي را بشنوم
وخوشتراز ان دوست دارم
موسيقي پر نت اميد
دو؛(دوستي)؛ر؛(را)؛مي؛(مي خواهم)؛فا؛(فافا)سل؛
(سلاله)؛لا؛(لايق)؛سي(سيرت)
در اوارگيهاي بي پايان صدا
اعماق روح مرا مرتعش مي كند
قلبی داری به وسعت هفت دریا و بی نهایتی آسمانها
باید منطقی باشم
حق داری ٬ اگر دلت برایم ...تنگ نمی شود !!!
هرکسی یه روزی میاد یه روزی می ره
یکی با دلش می ره ٬ یکی با پاهاش
مواظب باش کسی با پاهای خودش از دلت نره !
امری برای انجام دادن چیزی برای عشق ورزیدن آرزومند چیزی بودن این هاست اصول والای خوشبختی
عشقی چنین دم افزون ودرونی بین دو انسان حیرت انگیز ترین چیز هاست چنین عشقی با جستجو و یا با آرزوی سودایی به دست نمی آید بلکه پیشامدی است آسمانی
کلبه تنهایی من پر از فریاد است فریادی به بلندی سکوت به زلالی حقیقت و به زیبایی باران بهاری کلبه تنهاست اما نسترن میداند که چه پر غوغاست مثل شعرهایی ساده و بی وزن شاعران گم نام باد اما بی درنگ میوزد و با آن حرف می سازد.....
خدای بزرگ است اهورا مزدا که این زمین را آفرید که آن آسمان را افرید
{{که شادی را برای انسان آفرید}}
(از کتیبه بزرگ داریوش در تخت جمشید)
زندگی درک همین امروز است فهم نفهمیدن هاست ظرف امروز پر از بودن تو است شاید این خنده که امروز دریغش کردیم آخرین لحظه همراهی ماست
تفاوت هرگز ازبين نميرود
تفاوت ميان آنچه که ديگران از ما ميبينندو حس ما از خويشتن درونيمان و آن احساسات عميقی که درون اين خويشتن نهفته است
تفاوت ميان جهان رفتاری تو ومن و جايگاه نامعلوم تخيلات پنهان ما
انديشه ها ورويا های ما و گفت گوهای جسارت آميزی که با خود وديگران داريم
گفت گوهايی که در آنها از رازهای سر به مهری که داريم پرده بر ميداريم از انها دفاع ميکنيم آنها را توجيه ميکنيم و از اميد ها عشقها و سرخوردگيهامان ميگوييم
وای که اين انبوه عظيم تخيل چقدر با واقعييتی که متوان آنرا لمس کرد روی آن ايستاد يا آن را لگد کرد
با درختها گلها ميزها ستارههااقيانوس ها و دستها متفاوت است
و اينگونه است که شناخت معنايی ندارد...........